در آرزوی آزادی
روزی شیطان به زندانی رسید.هر چه بر زندانی بیش تر سخت گرفت رندانی کوتاه نیامد.شیطان فریاد بر
آورد:
-برای چه زندگی می کنی؟های با تو ام؟این جا چه غلطی می کنی؟
-زندگی برای ازادی
رهایی
پیروزی
هیچ گاه عقب نمی کشیم.
مطمئن باش.ما می جنگیم.پیروزی با ماست
شیطان ضربه کشنده ای بر زندانی زد.زندانی در آخرین لحظه ها گفت:ندا سهراب ...را کشتی. صبر کن! اما اندیشه هایشان ماند...حتئ اگر من را هم بکشی باز ما پیروزیم ما ایرانی ها تو و هم صفت هایت را بیرون می کنیم.
سال ها می گذرد اما هنوز در آرزوی دیرینه خویش مانده ایم... آزادی
پیروزی با ماست
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 13:7  توسط روجا محمدی
|
